هوش مصنوعی داره آدم‌هارو احمق‌تر می‌کنه!

و ما چطور می‌تونیم هوشمندانه‌تر از بقیه ازش استفاده کنیم.

چند ماه پیش دانشگاه MIT یه مقاله با عنوانِ Your Brain on ChatGPT منتشر کرد و مهر تاییدی زد رو حرف اونایی که مخالفِ هوش‌مصنوعی بودن و می‌گفتن استفاده از هوش‌مصنوعی باعثِ احمق شدنتون می‌شه!

حرفش ساده‌س، داره می‌گه آدم‌هایی که از ChatGPT استفاده می‌کنن کمتر از مغزشون کار می‌کشن و ارتباط بین بخش‌های مختلفِ مغزشون ضعیف‌تر می‌شه و نکته بدِ ماجرا اینه که اثرش حتی بعد از کنار گذاشتنش هم باز روت می‌مونه.

مسئله و نگرانی من چیه؟ اینکه هوش مصنوعی پاشو تو زندگی‌هامون باز کرده و “عمده آدم‌ها” بیش از حد دارن روش حساب باز می‌کنن و عقلشون رو دادن دستِ اون و بدونِ پرسشگری و شک نتایجش رو می‌پذیرن و بلند بلند هم اون رو فریادش می‌زنن.

دَن‌کو، این دسته آدم‌هارو به یسری پیرو دین و مذهب تشبیه می‌کنه، آدم‌هایی که از خودشون تفکر مستقل ندارن و منتظرن یکی از بیرون بیاد و همه‌چی رو بهشون بگه و بتونن فکر کردن رو به اون فرد یا مرجع برون‌سپاری کنن. تو طولِ تاریخ ما هر فرصتی که برای فرار از فکر کردن بوده رو زدیم قاپیدیم. یجاهایی دست به دامنِ پیامبرها شدیم که اونها بجای ما فکر کنن و بهمون راهکار بدن و ما چشم و گوش بسته بپذیریم، مغزِ انسان تمایل بسیاری داره به اینکه فسفر نسوزونه!

تو فضای کار، اصالت، از کارها داره می‌ره و همه دارن شبیه هم فکر می‌کنن. چون همه دارن یجور ازش استفاده می‌کنن.

من هیچوقت به آدمی که تو کارش Touch و امضای شخصی خودش رو نداره اعتماد نمی‌کنم و باهاش کار نمی‌کنم. تاچ داشتن یعنی تو هزاران ساعت صرف یچیز کردی و اینقدر مدل‌های مختلفی رو امتحان و رد کردی که نهایتا به مدلِ خودت رسیدی. اگه حواست نباشه و درست از هوش‌مصنوعی استفاده نکنی این امضا رو کامل ازت می‌گیره و تو هم یکی می‌شی شبیه بقیه. بی‌هویت، بدونِ امضا، اورج!

اما نکته اصلی اینجاست:

هوش مصنوعی شما رو احمق نمی‌کنه، بلکه فقط تنبلی‌تون رو لو میده. اونایی که آلردی احمق هستن، احمق‌تر جلوه می‌کنن.

اگه آدمِ باهوشی هستی، هوش‌مصنوعی باهوش‌ترت می‌کنه.
اگه آدمِ احمقی هستی، هوش‌مصنوعی احمق‌ترت می‌کنه.
هوش‌مصنوعی فقط آینگی می‌کنه.

اما سوال اینجاس که چجوری می‌تونیم مثل ۹۹٪ بقیه آدم‌ها نباشیم و از هوش‌مصنوعی هوشمندانه استفاده کنیم؟

دَن‌کو اومده آدم‌هارو تو سه سطح دسته‌بندی کرده و می‌گه آدم‌هایی که تو سطح یک هستن عمدتا اینجوری فکر می‌کنن:

  • تفکر مستقل ندارن و کورکورانه از یه قدرت یا مذهب پیروی می‌کنن
  • ذهنیتِ بسته‌ای دارن و همه‌چی رو سیاه یا سفید می‌بینن
  • باور به اینکه فقط یک راهِ درست وجود داره

که “سقراط” هم می‌گفت:
بدترین نوع جهل این است که فکر کنی دانشی که به تو داده شده مطلقاً درست است.

هوش مصنوعی بیشتر اوقات اون چیزی که هست رو تقویت می‌کنه و آدما به راحتی می‌تونن دچارِ سوگیری تاییدی بشن.

بعضیا از هوش‌مصنوعی انتظار دارن همه‌ی کارهارو براشون و به جاشون انجام بده. بهشون برنامه ورزشی بده، براشون تولیدمحتوا کنه، یا حتی بجاشون تصمیم بگیره و مشکلای روان‌شناختی و تروماهاشون رو حل کنه! خودِ من هم حتی چندی پیش جوابِ آزمایشم رو کامل دادم بهش تحلیل کنه که کاملا هم اشتباه داشت می‌گفت.

یسری آدم‌ها ذاتا رنج کشیدن برای بدست آوردنِ چیزی و تلاش کردن براش رو دوست ندارن. اینا همونایین که از یادگیری چیز هیجان‌زده نمی‌شن و کشف کردنِ چیزای جدید براشون ارزشی نداره. هرچیزی که بخواد اونهارو از محدوده امنشون بیرون بیاره رو ریجکت می‌کنن. اینا از هر میون‌بری استقبال می‌کنن چون حاضر نیستن وقت بذارن و تو یه زمینه عمیق بشن و راه‌ورسمش رو کامل یاد بگیرن.

در نتیجه، آره، AI داره آدم‌هارو احمق می‌کنه ولی نه همه‌ی آدم‌هارو! در واقع می‌تونه بهترین ابزار باشه برای اون‌هایی که می‌دونن چطوری ازش استفاده کنن، منظوم آدم‌های سطح ۳ هست، اون‌هایی که از AI استفاده می‌کنن که کارهای تکراری رو بهش بسپرن که تایمشون خالی بشه که بتونن به کارهای معنادارتری برسن.

سعی می‌کنن با مهندسی پرامپت چیزی که تو ذهنشون هست و جوری که فکر می‌کنن رو به AI منتقل کنن که AI بتونه بجای اون‌ها و مثلِ اون‌ها کارهاشون رو انجام بده، در واقع اون‌ها هستن که افسارِ هوش‌مصنوعی رو دستشون می‌گیرن و نه هوش‌مصنوعی افسارِ اون‌هارو!

ما این کارو هزاران ساله داریم انجام می‌دیم!

شما وقتی چیزی رو نمی‌دونی و می‌خوای تو یه زمینه اطلاعات کسب کنی، کتاب می‌خونی، پرسشگری می‌کنی و از آدم‌های شایسته در اون زمینه سوال می‌پرسی، تو طولِ تاریخ آدم‌ها همیشه افکارشون رو با بقیه و خصوصا افرادِ باهوش‌تر چک می‌کردن.

ولی الان هوش‌مصنوعی دسترسی به همه این‌هارو خیلی ساده‌تر و در دسترس‌تر کرده! که این خودش هم فرصته هم تهدید.

قدیما تو یونان، هر کسی دنبال یادگیری بود، می‌رفت سراغ معلمی که حرف‌هاش به زندگیش می‌خورد. نه تبلیغ بود، نه ادا. سقراط هم مدرسه نداشت، فقط آدم‌هایی که واقعا دنبال فکر کردن بودن می‌اومدن باهاش بحث می‌کردن.

امروز هم یه چیزی شبیه همینه. فقط فرقش اینه که هر کسی با اینترنت می‌تونه ادای معلم دربیاره. تو بین چندتا آدم واقعا عمیق، مجبور می‌شی صدای کلی آدم سطحی و پر سروصدا رو هم تحمل کنی.

فرق اصلی اینجاست که اون‌ها فقط حرف نمی‌زدن؛ زندگی کرده بودن چیزایی که می‌گفتن رو.
تو چند حوزه خودشون رو نشون داده بودن، طرف طبیب بود، فیلسوف بود، فیزیکدان بود، منجم بود، ریاضیدان و حتی شاعر هم بود!
سختیش رو کشیده بودن و پای داستان وایستاده بودن تا به درجه‌ی مستری برسن.

هوش‌مصنوعی نمی‌تونه اینجوری باشه و این کارهارو بجای شما انجام بده. خصوصا اینکه خیلی از این ابزارها مثلِ همین ChatGPT تلاش می‌کنن خودشون رو تو دلِ شما جا کنن و چیزایی که می‌گین رو تایید کنن و روی یه خطِ مشخص و بدون ریسکی حرکت کنن.

پس می‌شه این نتیجه رو گرفت که ما چه هوش‌مصنوعی و ابزارهاش باشه چه نباشه باید روی داشتنِ تفکر مستقل و عمیق و انتقادی کار کنیم، بتونیم تحلیل کنیم، روحیه پرسشگری داشته باشیم، زیرِ سوال ببریم و هرچیزی رو هرجوری نپذیریم چون فلان آدم‌ گفته!

ما حرف‌های سقراط رو چون سقراط هست نمی‌پذیریم! حتی خودِ سقراط هم حرفش همین بود! باید یاد بگیریم که چطوری استدلال کنیم. همونطور که حرف‌های پدر مادرهامون رو همینجوری نپذیرفتیم و اکثر جاها باهاشون مخالف بودیم چون می‌خواستیم تفکر، هویت و شخصیتِ مستقلِ خودمون رو شکل بدیم. پس بهتره با دنیای آینده و هوش‌مصنوعی هم همینطور برخورد کنیم.

فکر کردن رو نمی‌شه برون‌سپاری کرد. کلا اینکه اجازه بدین یک شخص، یک مجموعه یا یک سنت بجای شما فکر کنه و شما مصرف‌کننده‌ی اون ایده و تفکر باشید، خطرناکه. باید تفکرِ خودت رو بسازی و مسئولیتش رو هم بپذیری، منظور تفکریه که تو مسیرِ زندگی و با توجه به تجربیاتت ساخته می‌شه و هم‌راستا هست با هدف‌ها و فلسفه‌ی زندگیت.

هوش‌مصنوعی چطور آدم‌های باهوش رو باهوش‌تر می‌کنه؟

AI اون متغیری نیست که آدم‌ها رو احمق کنه.
متغیر “تو”یی. متغیر آدم‌هان. تو و میزانِ هوشیاری تو هست که تعیین کننده‌است.

سطح ۱ تفکر: تفکرِ میان‌بُر محوره. وقتی میگه: «این کار رو برام انجام بده»
چون هنوز از شرطی‌سازی ذهنی خودش جدا نشده.

سطح ۲ تفکر: تفکرِ جایگاه‌محوره. وقتی میگه: «کمکم کن پول دربیارم، بهره‌ور باشم و…»
چون هنوز هدف یا رسالت حقیقی خودش رو پیدا نکرده.

سطح ۳ تفکر: تفکرِ مهارت‌محور و استادیه. وقتی میگه: «کمکم کن پتانسیلم رو به حداکثر برسونم»
چون واقعاً به کار و مأموریت زندگی خودش اهمیت میده.

پس اگه بخوام همه‌ی اینا رو جمع‌بندی کنم، مسئله‌ی اصلی اصلاً AI نیست.

اکثر آدما دنبالِ راحتی‌ان، دنبال تایید شدن، دنبال اینن که یکی بیاد یه جواب کامل، آماده و سریع بهشون بده که لازم نباشه با تناقض‌های درون خودشون روبه‌رو بشن و فکر کنن. و خب چی بهتر از AI که این امکان رو براشون فراهم کرده. تازه بهش استناد هم می‌کنن!

آدم سطح ۳ از AI می‌پرسه، نه برای اینکه جواب بگیره، بلکه برای اینکه پژوهش درست‌تری رو موضوعات داشته باشه، باگ‌های کارش رو در بیاره، فیدبک بگیره، چند تا چیز رو بتونه به هم وصل کنه.

هوش‌مصنوعی هوش‌مصنوعیه! سرِ جاشه، ولی برای بعضی‌ها تبدیل می‌شه به رشد، و برای بعضی‌ها تبدیل می‌شه به زوال.

اگه ندونی چی می‌خوای و واقعیت برات اولویت نباشه، AI فقط سرعت خودفریبی رو بالا می‌بره.
می‌تونی باهاش باهوش‌تر به‌نظر بیای، پرکارتر به‌نظر بیای، حتی عمیق‌تر به‌نظر بیای، بدون اینکه واقعاً هیچ‌کدوم باشی.

تو بلندمدت، آدم‌هایی که تفکر مستقل ندارن، با AI نه تنها رشد نمی‌کنن، بلکه بیشتر یکی می‌شن شبیه بقیه. تاچ و هویت شخصی‌شون از بین می‌ره، چون پایه و اساسی برای تقویت وجود نداشته که با AI بخواد تقویت بشه.

این وسط بازی رو اونایی می‌برن که مسیرِ ساختنِ تفکر، مهارت و هویت رو رفتن، و از AI بعنوانِ یه اهرم (leverage) استفاده کردن.

در نهایت، هوش مصنوعی قراره قدرت بده، نه معنا. آینده به اونایی تعلق داره که بتونن از این ابزار به خوبی استفاده کنن،
و این یعنی نه ابزارپرست باشن مثلِ بعضیا، نه ابزارستیز، مثلِ بعضیا!

پس این جمله که AI آدمارو احمق می‌کنه، خودش احمقانه‌اس.
هوش مصنوعی آینگی می‌کنه و کیفیتِ ذهنت رو نشونت میده.

رو به جلو باشید✌🏽

منابع:

https://letters.thedankoe.com/p/how-to-become-more-intelligent-than